الاغ کتاب خون


 

شعر

افسانه ي من

گغتم كه بيا كنون  كه من مستم  ، مست

اي دختر شوريده دل مست پرست

گفتا كه تو باده خوردي و مست شدي

من مست باده مي خواهم ، پست

يك شاخه ي خشك ، زار و غمناك  ، شكست

آهسته فروفتاد و بر خاك نشست

آن شاخه ي خشك ،  عشق من بود كه مرد

وان خاك ، دلم ... كه طرفي از عشق نيست

جز مسخره  نيست  ، عشق تا بوده  و هست

با مسخرگي  ،  جهاني انداخته دست

ايكاش  كه در دل طبيعت مي مرد

اين طفل  حرامزاده ، از روز الست

صد بار شدم عاشق و مردم صد بار

تابوت  خودم به گور بردم صد بار

من غره از اينكه صد نفر گول زدم

دل غافل  از آنكه ،‌گول خوردم  صد بار

افسوس  كه گشت زير و رو خانه ي من

مرگ آمد و پر گشود در لانه ي من

من مردم و زنده هست افسانه ي عشق

تا زنده نگاه دارد افسانه ي من

افسانه ي من تو بودي اي افسانه

جان از كف  من ربودي ، اي افسانه

صد بار شكار رفتم  دل خونين

نشناختمت  چه هستي اي افسانه

 

شكست سكوت __ كارو

داستان

نامه ي بيست و يكم

 

عزيز من!

خوشبختي. نامه يي نيست كه يكروز نامه رساني. زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهاي تو بسپارد0خوشبختي.ساختن عروسك كوچكي ست از يك تكه خمير نرم شكل پذير... به همين سادگي . به خدا به همين سادگي; اما يادت باشد از عشق و ايمان باشد نه هيچ چيز ديگر...خوشبختي را در چنان هاله يي از رمز و راز. لوازم و شرايط. اصول و قوانين پيچيده ي ادراك نا پذير فرو نبريم كه خود نيز درمانده در شناختنش شويم ... خوشبختي. همين عطر محو و مختصر تفاهم است كه در سراي تو پيچيده است...

 

چهل نامه كوتاه به همسرم __ نادر ابراهيمي

 

 

 

فرهنگ عامه

 

خواهر خوانده

 

از تدارك هاي عيد خانم هاي قديم ( تهران) .مراسم خواهر خواندگي بود كه يك روز پيش از سال تحويل انجام مي گرفت0 يعني دو تا خانم كه با هم خيلي دوست و رفيق خوبي بودند در ماه حوت با هم قدار و مدار مي گذاشتند كه از سال نو خواهردنيا و آخرت باشند.اين دوتا خانم قريب به شش ماه با هم معاشرت مي كردند . اگر ممكن ميشد يك سفر كوتاه هم مي كردند . بعد كه خوب از اخلاق هم سر در مي آوردند و مطمئن مي شدند اخلاقشان با هم جور در ميايد قرار مي گذاشتند كه در روز آخر سال كهنه با هم صيغه خواهري بخوانند و خواهر خوانده شوند . دختر هاي شوهر نكرده حق نداشتند خواهر خوانده بگيرند .بعضي وقت ها شوهر ها اجازه نمي دادند زنشان خواهر خوانده بگيرد اما زن هاي حيله باز پنهاني ازشوهرشان خواهر خوانده مي گرفتند .بهر حال روز آخر سال پير زني كه در تهران او را نه نه باجي ميگفتند ميامد و ميان آن دو تا خانم صيغه خواهري مي خواند و نبات دهنشان مي گذاشت و گاه هم وسط ابروي آنها را خال مي كوبيد كه تا آخر عمر باقي باشد. اين دو خواهر بدون اجازه همديگر دوست نميگرفتند و هيچ جا بدون رضايت هم به مهماني نميرفتند.از هم غيبت نميكردند. رختشان يك جور و يك رنگ بود. گاه هم قيد مي كردند از هم ارث ببرند.همينكه سال تحويل ميشد دو تا خواهر خوانده به امام زاده اي ميرفتند و در حرم امام زادهقسم ميخوردند كه تا زنده اند از هم دست بر ندارند. چه بسا شوهر هايشان بر سر خواهر خواندگي طلاقشان مي دادند و زن هاي خوش قول طلاق مي گرفتند و با سوزن زني و بند اندازي زندگيشان را اداره ميكردند و دست از خواهر خواندگي نمي كشيدند...

 

كلثوم ننه __ منسوب به آقا جمال خوانساري

اساطير

 

هومه ( هوم )

 

در اساطير ايراني هومه ( سومه ودايي ) خدايي است كه تندرستي و قوت مي دهد و به محصولات و فرزندان بركت ارزاني مي دارد . هوم نام گياهي است كه توانايي شفا بخشي دارد و باور بر اين است كه از جنس افدرا است. شيره اين گياه قدرت ماوراء طبيعي اعطا مي كند و تاثير مسموميت زداينده دارد .گمان بر اين بود كه اين خدا قدرت كافي براي غلبه بر هر دشمني را اعطا مي كند .در واقع هنگامي كه كوي هوسروه ( كي خسرو ) پادشاه توراني فرانرسين ( افراسياب بعدي ) را شكست داد از ياري ماده ي هوم بر خوردار بود.

 

اساطير ايراني _ وستا سر خوش كرتيس

 

 

واگويه

 

 

زندگي . سلولي است انفرادي كه ديوار هايش از آينه است _ يوجين اونيل

 

در جواني ما به مشكلات بر مي خوريم. در پيري مشكلات به ما بر مي خورند _ جاش بيلينگ

 

آنگاه كه آرزو كنيم شاد تر باشيم .ديگر شاد نيستيم _ والتر سويج لندور

 

در تلاش هاي بزرگ . حتي شكست هم با شكوه است _ وينس لمباردي

 

اگر فرصتي بر در نمي كوبد دري بساز _ ميلتون برل

 

فقير كسي است كه دلخوشي هايش به اجازه ديگري وابسته اند_ مادونا

 

يك فرد را بيشتر از روي پرسش هايش بسنج تا از روي پاسخ هايش _ ولتر

 

خانه بدون كتاب . به مانند اتاق بدون پنجره است _ هوراس مان

 

كاريكلماتور

 

*چشم تيز بين خورشيد هم ازديدن فردا عاجز است.

*غم هاي زمين در هواپيما هم راحتم نمي گذارند.

*عاشق خربزه ام .زيرا مثل هندوانه تخم هايش را در سلول انفرادي محبوس نمي كند

*پرنده اي كه از پرواز مي ترسد .لياقت همسفر شدن ندارد.

*عاشق سگ مهرباني هستم كه دمش اسباب بازي بچه گربه هاست.

پرويز شاپور

نمايش

حفظ پاكيزگي فضاي تاتر

 

يكي از مهم ترين وظايفي كه هر بازيگري با آن روبه روست.راحت كار كردن او با اشخاصي است كه در اطرافش هستند.بازيگر با هر برنامه اي كه براي كار كردن انتخاب مي كند( و اوست كه اين برنامه را انتخاب مي كند )در محاصره شخصيت هاي جديدي قرار مي گيرد كه هر يك عقايد متفاوتي دارند( مثلا درباره نحوه كار كردن نمايش يا اينكه كدام تكنيك بازيگري بهتر است يا روز بعد باراني خواهد بود يا نه ) گرچه كشمكش اساس درام است .اما مخرب خلاقيت است . لذا اين فضيلت ها را هميشه با خود داشته باشيد :

1-     فروتني: بنابراين وقتي كسي اشتباه شما را تصحيح مي كند. نمي رنجيد.

2-     سخاوت:بنابر اين وقتي كسي اشتباه كند او را محكوم نمي كنيد . بلكه مي بخشيد.

3-     رعايت ديگران :بنابر اين وقتي كسي چيزي را باور دارد . اعتقاد او را تقبيح نمي كنيد.

4-  درايت: بنابر اين وقتي به چيزي اعتقاد داريد . محل مناسب. روش مناسب و زمان مناسب براي خود را مي دانيد.

 

اين خصوصيات را در خود گسترش دهيد تا در سطحي بالاتر از مزاحمت هاي بي اهميت قرار گيريد و عقايد اشخاص ديگر خشمگينتان نكند.فراست تان به شما خواهد گفت كه از چه وضعيت هايي پرهيز كنيد. و بهترين راه جلوگيري از كشمكش و تناقض اين است كه آماده و مهيا به سر كار حاضر شويد...

 

ادامه دارد

 

بازيگري حرفه اي _ روش آموزش بازيگري در دانشگاه نيو يورك

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۳/٥/٢٤ - یابو انژکتوری